سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
دیدار کوتاه - شعرها و نوشته های عباس ساغری

شعرها و نوشته های عباس ساغری


دیگر غروب از عطر دلتنگی خبر نیست


وقتی خیالت در دل من جا گرفته


حتی نهال کوچک و کم حال عشقم


از شادی این با تو بودن پا گرفته


 ***



دیگر دل از تنهائی ممتد رها شد


دیدار تو امیدوارش کرده ای گل


تو آمدی تا در دلم پایان بگیرد


آن روزهای مشکل صبر و تحمل


 ***



اینروزها با اینکه گفتی خواهی آمد


با اینکه من دور از تو میمانم هنوزم


تبدیل شد بر انتظاری گرم و شیرین


آن غصه ها آن درد های سینه سوزم


  ***



حتی اگر دیگر سراغم را نگیری


من با خیال آمدنهای تو شادم


زیرا که تو با آتش عشق و محبت


در جان من آتش زدی دادی به بادم


 ***



دیدار ما هر چند کوتاهست هر بار


عشق تو تا عمق وجودم کرده ریشه


من با وجود اینکه دورم از تو اما


باید بگویم دوستت دارم همیشه


 ***َ


ارسال شده در توسط عباس ساغری