سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
سفر - شعرها و نوشته های عباس ساغری

شعرها و نوشته های عباس ساغری


   پائیز مثل بارش یک برف ناگهان


یکروز زرد سرزده از راه میرسد


بر شاخه های غفلت سبز درخت عمر


پیری - خزان زندگی - آغاز میشود


     ***


راهی که ابتدا به نظر دور میرسید


چیزی نرفته - راه به پایان رسیده است


از باغ زندگی گلی از صد هزار را


در قصد چیدنیم و زمستان رسیده است


      ***


در فرصت کمی که اجل میدهد به ما


بار سفر نبسته زمان سفر رسید


باید بدون پاکی و ایمان و عشق و نور


با کوله بار حسرت از این خاک پر کشید


       ***


راه سفر مشخص و وقت درنگ کم


مثل مسافران قطاری در ایستگاه


هر ایستگاه مثل همین سالیان عمر


هشدار میدهد که رسیدی کجای راه


    ***


ما آن مسافریم و زمان هم قطار ماست


از ایستگاه کودکی آغاز شد سفر


اینک به ایستگاه جوانی رسیده ایم


یکروز هم مسافرت ما رسد بسر


    ***


ای میزبان با کرم ما مسافران


دل در تدارک است به آنجا سفر کند


باشد که کوله باری از این شعر های سبز


روح مرا به لطف تو نزدیکتر کند


    ***


ارسال شده در توسط عباس ساغری